کمی بیشتر از مدیریت بازرگانی

جهانی شدن و فرهنگ
نویسنده : علی ایرانمنش - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۳
 

جهانی شدن چیست ؟

تعاریف فراوانی از جهانی شدن (Globalization)  ارائه شده است که تقریبا  هر کدام به قسمتی از موضوع  پرداخته اند .

اما اگر بخواهیم تعریف جامعی از آن داشته باشیم می توانیم نظر

" مارتین آلبرو "  را بررسی کنیم :

" جهانی شدن فرایندهایی است که بر اساس آن تمام مردم جهان در یک جامعه ی یگانه و فراگیر جهانی به هم می پیوندند . "

 
 


در مورد چرایی استفاده آلبرو از کلمه " فرایند " تنها به بیان چند نمونه اکتفا می کنیم :

(در این نمونه ها حرکت آرام کشورها  در ابعاد مختلف  به سوی یکدیگر  ، ملموس است . )

ü     اتحادیه کشورهای جنوب شرقی آسیا

ü     همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوس آرام؛

Asia Pacific Economic Cooperation(APEC)

ü     موافقت نامه تجارت آزاد آمریکای شمالی؛

North American Free Trade Agreement (NAFTA)

ü     ناحیه آزاد تجاری آمریکای لاتین

LAFTA))Latin American Free Trade Area

ü     اتحادیه پولی اروپایی ؛

The European Monetary Union  ، که به تبع آن بانک مرکزی اروپا و سپس یورو (Euro) بوجود آمد  .

ü     اتحادیه کشورهای آمریکای لاتین؛

The Latin American Integration Association (LAIA)

ü     بازار مشترک جنوب و شرق آفریقا؛

The Common Market for Eastern & Southern Africa (COMESA)

ü     سازمان کشورهای صادرکننده نفت

The Organization of Petroleum Exporting Countries      (OPEC)

ü     سازمان تجارت جهانی ؛

World Trade Organization (WTO)

 

فرهنگ چیست ؟

مالینوفسکی ، فرهنگ را مجموعه ای از ابزارها و نیز منشورهای ارگانیک می داند که به تنظیم امور گروههای مختلف اجتماع ، اندیشه ها ، هنر ، اعتقادات و آداب و رسوم می پردازد .

نکته مهمی که در مورد فرهنگ باید گفت این است که فرهنگ یک موضوع فطری نیست بلکه از راه آموش و یادگیری خلق می گردد .

کودکی آفریقایی که از سنین طفولیت به  لندن برده شده و در انگلستان بزرگ می شود ، با فرهنگ آنگلوساکسون زندگی می کند و یک  ایرانی که در ونکوور متولد می شود ، با فرهنگ کانادایی .

بررسی دیدگاه موافقین و مخالفین جهانی شدن

جهانی شدن دقیقا مثل سایر مقولات ، موافقان و مخالفانی دارد اما به این دلیل که  جهانی شدن ابعادی چون سیاست ، اقتصاد ، فرهنگ ملی ، مذهب ، علوم اجتماعی ، علوم ارتباطی و بسیاری موارد دیگر ، دارد  بنابراین مخالفان جدی ای دارد .

مخالفان چه می گویند ؟

مخالفان  به جای " جهانی شدن" اصطلاح "جهانی سازی" را بکار می برند. که البته آن چه از  این مفهوم استنباط می شود این است که گویا موضوعی است یک طرفه،از سوی صاحبان ثروت و قدرت جهانی.

استدلال  این است که چون امروزه ابزارهای قدرت و تبلیغات در دست نظام سرمایه داری است، بنابراین جهانی شدن،‌در واقع پیروزی نظام سرمایه داری در جهان است . بنابراین ، بهتر است به جای جهانی شدن ، از اروپایی سازی،‌ غربی سازی یا آمریکایی سازی سخن گفته شود؛ چون که در جهانی سازی، رواج الگوهای اقتصادی،‌ سیاسی و فرهنگی جهان سرمایه داری است.

عده ای دیگر از مخالفان متعصب جهانی شدن معتقدند لازمه جهانی شدن ، تهاجم فرهنگی به کشورهای ضعیف و در حال رشد و تسلط فرهنگی و اقتصادی بر آن ها است که فروپاشی باورها و اعتقادات و فرهنگ های بومی را در بر دارد .

نظر موافقان چیست ؟

امادیدگاه طرف مقابل،یعنی طرفداران جهانی شدن چیزدیگری است :

بطور مثال ماهاتیرمحمد می گوید :

“ کشورهای در حال توسعه باید تلاش کنند با آموختن قواعد بازی حاکم بر مناسبات جهانی و با همزیستی با این پدیده ، نه تنها زیان ها را به حداقل برسانند بلکه از روند جهانی شدن برای رساندن خود به کشورهای توسعه یافته هم در فن آوری اطلاعاتی و هم توان صنعتی بهره گیرند ؛ تا بتوانند به بهترین شکل منافع ملی خود را در بطن مناسبات جهانی دنبال کنند و در انزوا نمانند .چراکه انزوا در دنیای کنونی برابر با عقب ماندگی است. ”

 

جهانی شدن فرهنگی

اما جهانی شدن فرهنگی عبارت است از شکل گیری و گسترش فرهنگی خاص در عرصه جهانی .

نظریه عمومی جهانی شدن فرهنگ به ظهور فرهنگ جهانی واحد و مسلطی اشاره دارد که سایر فرهنگ های بازمانده از تمدن های دیگردر آن حل خواهند شد .

فرهنگ های ملی در حال نزدیک شدند

با توجه به مفهوم جهانی شدن و به ویژه بعد فرهنگی آن ، روشن است که فرهنگهای ملی در سراسر دنیا البته با سرعت های متفاوت ، در حال نزدیک شدن به یکدیگر هستند .

مهمترین عاملی که  این روند را ایجاد و تقویت کرده ، سرعت می بخشد ، فن آوری است . بگونه ای که امروزه فن آوری را عامل اساسی یکسان سازی فرهنگ ها می دانند .

بین افراد و فرهنگ های مختلف جهان ، تفاوت ها و شباهت های زیادی وجود دارد . فرهنگ ها ، با تکیه بر این شباهت ها و سعی در کنار زدن تفاوت ها ، خودبخود به هم نزدیک می شوند .

روشن است که منظور از شباهت های فرهنگی ، کلیه رفتارهایی است که در کلیه فرهنگ ها بصورت تقریبا یکسان وجود دارد .

در این میان با افزایش مسافرت ها و ارتباطات بین المللی ،بسیاری از گرایش های ملی مانند لباس،رنگ ، موسیقی ، غدا و نوشیدنی در حال بین المللی شدن است .

بین المللی شدن فرهنگ توسط شرکت های بین المللی که در پی فرصت هایی برای گسترش بازارهای بین المللی هستند ، بطور قبل ملاحظه ای تسریع شده است .

در ادامه چند نمونه ملموس از حرکت فرهنگ ها در مسیر نزدیکی به یکدیگر ارائه می گردد :

ü     در ایران علیرغم این که مسئولین سیاسی کشور ظاهرا از شبکه بی بی سی فارسی دل خوشی ندارند، اما روش پخش اخبار ، بسیار شبیه  بی بی سی فارسی شده ، از طرز نشستن گوینده خبر تا چگونگی بیان اخبار .

علاوه بر این ، جلوه های گرافیکی برنامه های خبری ، بیننده را به یاد شبکه  العربیه عربستان می اندازد .

یا همانطور که شبکه های ماهواره ای برنامه آهنگ های درخواستی پخش می کنند ، شبکه های مذهبی ایران ، در اقدامی تقلیدی ، برنامه تلاوتهای قرآن درخواستی پخش می کنند .

ü     چادر عربی ، در ایران امروز ، علاوه بر اینکه به وفور یافت می شود ، نام ”چادر ملی“ نیز به خود گرفته است .

ü     در ایران حدود چهارماه از سال صرف امور مذهبی می شود .

ü     ایرانیان که به منظور پاسداشت مقام زن در خانواده ، "سپندارمذگان " را در فرهنگ اصیل خود دارند ، امروزه ولنتاین را جشن می گیرند .

ü     درست زمانی که آقای اوباما شعار تغییر سر می دهد ، آقای احمدی نژاد خود را پرچمدار تغییر معرفی می کند .

ü     شرکت های ایرانی سعی می کنند گواهینامه ISO دریافت کنند .

ü     بانک های ایرانی بر سر دریافت گواهینامه بین المللی Banking  رقابت می کنند .

ü     بسیاری از مردم کشورهای جهان سوم علیرغم نیاز به مصرف کالاهای تولید داخل ، کالاهای وارداتی را ترجیح می دهند .

ü     اگر تا قبل از وارد شدن نیروهای متحد به افغانستان ، افراد طالبان بر جسد مردی که ریش کوتاهتری داشت  شلاق می زنند،امروز افغان ها می توانند درکمتر از 10 دقیقه صاحب یک تلفن همراه شده،در اینترنت شروع به جستجو کرده ودخترانشان در مدرسه حاضر شوند.

ü     روس ها که تا چند سال پیش فقط رنگهای تیره را می شناختند ، امروزه از رنگهای شاد استفاده می کنند .

ü     گاهی دیده می شود که خواننده های غربی ، چفیه های فلسطینان را بر گردن آویزان می کنند .

ü     اغلب افراد ثروتمند تمایل دارند که مدتی را در دور افتاده ترین مناطق آفریقایی بدون حضور تکنولوژی روز ، به سر ببرند .

ü     و در آخر : توماس میدل هوف میرعامل شرکت برتلزمن (Bertelsmann) می گوید :

" دیگر شرکتهای آمریکایی و آلمانی معنی ندارد ؛ در حال حاضر ما فقط شرکتهای موفق و ناموفق داریم .  "

نکته شایان  ذکر اینکه در فرایند نزدیک شدن فر هنگ ها نه تنهانیازی به کمک دولت ها وجود ندارد بلکه حتی اگر دولتی بخواهد مانع این فرایند شود موفق نخواهد بود ؛ چرا که این مردم هستند که تصمیم می گیرند ، و حداکثر کاری که یک دولت می تواند برای ممانعت از این   حرکت انجام دهد ، کندکردن آن است .

نتیجه گیری

در حالیکه بسیاری از مردم دنیا در این اندیشه اند که دنیا در حال نزدیکتر شدن و کوچکتر شدن است ، برخی هنوز فکر می کنند که شهرشان خیلی بزرگ است .

جهانی شدن ، دید را وسیع ، فکر را باز و اندیشه را جهانی می کند .

و اگر روزی قرار باشد اندیشه ها به هم نزدیک شود ، ما می گوییم :

چرا نشود ؟

چرا که نه ؟

Why Not?

پیام آخر

دل   هر ایرانی  که  برای

ایران

نمی تپدبهتراست هرگزنتپد